-
6234
شنبه 21 دیماه سال 1392 23:04
زندگی گذشتهی تیره و خودزنیهایی که هیچ صدایی نمیرسد به هیچ جایی که و شیشههای زخم خورده از تگرگ هر شب خورد میشوم میان هر نگاهی که گیج میخورم میان این همه راهی که میرسند تمامشان به پرتگاهی که به روی شانههای تو سقط میشوم هر شب
-
6235
جمعه 1 شهریورماه سال 1392 03:02
برای اهل ایمان : همین یک تیر کافیست تا بدانی دیگر هیچ نشانی از خدا روی زمین وجود ندارد.
-
6236
جمعه 31 خردادماه سال 1392 15:43
حق ، تکه استخوانی است که هیچ سگی به دندان نمی گیرد.
-
الزایمر
جمعه 5 آبانماه سال 1391 02:59
...ومن حتی به یاد نمیاورم که فردا چگونه گذشت
-
شاید...
چهارشنبه 19 مهرماه سال 1391 02:45
تمدن؛ تمسخر تعامدی اصل اصلات بشر است.
-
توهم اند
چهارشنبه 24 خردادماه سال 1391 03:24
تصویر ِ زمینه و زمینه ی تصویر ، تصویر ِ زمینه دار و زمینه ی تصویر دار تصویر ِ زمین دار و زمینِ تصویر دار تصویر ِ زمان و زمانِ تصویر تصویر ِ تصرف و تصرف ِ تصویر تصویر ِ زمان تصرف و زمانِ تصرف تصویر تصویر ِ زمان تصرف زمین و زمانِ تصرف تصویر زمین زمان ، توهم ِ تصویر ِ مُسکن ِ مزخرفیست برای رهایی از وضع موجود
-
تو کارت را بکن
پنجشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1391 03:04
انگار رویین تن شده ام دیگر زخم زبانهایت اثری ندارند .
-
تو از خماری چه می دانی ؟
یکشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1391 23:57
بعد از آن همه نئشگی نزد تو ، واژه ها هم از درد به خود می پیچند .
-
این افسانه نیست همسفر
شنبه 13 اسفندماه سال 1390 00:30
ملخ ها ، ملخ ها به مزرعه ی خشکمان حمله کردند. مترسک ها ، مترسک ها برای سوزاندن بیابان توطئه چیدند. گوساله ها ، گوساله ها قصابانشان را پرستیدند . جنازه ها ، جنازه ها با دست های خودشان گور هایشان را کَندند . گور کن ها ، گور کن ها برگه های اعدام را مهر زدند . و خدایان ، همین خدایان خشنود از ذلت بندگانِ احمقشان چنان با...
-
از قضا
یکشنبه 7 اسفندماه سال 1390 03:04
قضا ، قدر است . قضا است ، قدر . قضا ، حاجتِ قدر است . قضای حاجت ، قدر است . مقدر، مقتدر است . قضای مقتدر ، حاجتِ تقدیر است . تقطیر ِ حاجت ، قضایِ مقطر است. تحلیل ِ قضاو قدر، تعریفِ قضای حاجت است . قضاوت ِ قاضی قضای حاجت است و از فضا، قضا و قدر است که می بارد .
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 19 بهمنماه سال 1390 03:20
من تکه تکه شده ام و با امیدی بیهوده ، سالهاست منتظر ابراهیم نشسته ام .
-
نمی بینی ؟
شنبه 15 بهمنماه سال 1390 03:22
آخرین عکسم را خوب نگاه کن ؛ این خنده ی رو یِ لبهایم حالا کِرم زده است .
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 11 بهمنماه سال 1390 20:01
د و و و و د می کند در سر ِ مان س و و و و ت می کشد در سر ِ مان د و و و و ر می شود از سر ِ مان آ ز ا د ی
-
استفراغی بعد از گم شدن درمیان قهقه ی حماقت و تنهایی و دیوانگی
سهشنبه 4 بهمنماه سال 1390 01:59
کار به جایی رسیده است . کار به جایی رسیده است ؟ کار ، رسیده است به جایی . کار ، رسیده است به جایی ؟ به کار ، رسیده است جایی . به کار ، رسیده است جایی ؟ به جایی ، کار رسیده است . به جایی ، کار رسیده است ؟ جایی به کار ، رسیده است . جایی به کار ، رسیده است ؟ به جایی کار ، رسیده است . به جایی کار ، رسیده است ؟ رسیده است ،...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 بهمنماه سال 1390 13:58
تا چشم کار می کند ، حرفی برای شنیدن نیست .
-
این جاده و هایش
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 00:08
این جاده و اسب هایش این جاده و خط هایش این جاده و من هایش این جاده و بیهوده امید هایش این جاده، این اسب، این خط، این من، این امید دُور ِ هم ، دوور از هم می چرخند این جاده پایانی ندارد این جاده سرم ، سرش ، سرشان گیج می خورد این جاده شب می شود این جاده و اسب هایش ، خط هایش ، من هایش ، امید هایش سرد می شوند یخ می زنند...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 دیماه سال 1390 01:17
قلمم خشک شد ؛ از بس اشکهایت را نوشت .
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 22 دیماه سال 1390 03:21
سر فردایم شرط می بندم که دیروز هنوز نرفته است . نه برای من ، نه برای تو و نه برای هیچ احمق دیگری از جنس ما .
-
بیهوده چشم به راهم
سهشنبه 20 دیماه سال 1390 03:16
موعود من شاید سایه ای باشد که در این تاریکی گُمم کرده .
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 17 دیماه سال 1390 03:27
بیا با هم کفر کنیم ، مثلا بگوییم امروز چه روز خوبی بود ...
-
بیدار بمانم بهتر است
سهشنبه 13 دیماه سال 1390 23:31
هر شب تکرار می شود ؛ در خواب هم ندیدنت ...
-
این نوشته توسط هیچ احمقی رمز گذاری نشده است
یکشنبه 11 دیماه سال 1390 02:16
دستم ، دستش دستش ، سرم سرم در دستش سُر می خورد به سمت دیوار یا میز زیر دستش نمی دانم آخ، دوباره درد درد ، لخته می کند در سرم فکر را جمع می کند در دلم عقده عقده مرا به عقد خود در می آورد شب ، التماس ، انزجار ، آخ درد درد درد ، لذت هم آغوشی ، احاطه می کند مرا در خود، عقده درونم ، نطفه های انتقام هر شب آبستن تر می شوم می...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 دیماه سال 1390 13:41
شاید زدگی از زندگی نتیجه ی تلاش شبانه روزی ِ کَک های درون ریش است . دستشان را می بوسیم .
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 دیماه سال 1390 00:33
کسی نگاه نمی کند؛ پروانه ای را که با لامپ کم مصرف خودسوزی کرد ...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 7 دیماه سال 1390 03:43
من ، اینجا تمام می شوم ؛ بشین و تماشا کن .